" دکتر هلاکویی "

 

داشتن انگیزه و برنامه :

ما برای اینکه انگیزه داشته باشیم و بعد هدف پیدا کنیم ، مهم ان است که نیاز داشته باشیم . یعنی اصولا احتیاج و نیاز چه فیزیکی ، روانی ، اجتماعی بیش از هر عامل دیگری تعیین کننده انگیزه ها و هدفهای ماست .
برخی از انسان ها این نیاز را حس نمی کنند و یا قبول ندارند و یا با ان واقع بینانه روبرو نمی شوند و ان انگیزه و هدف را ندارند .

بسیاری از اوقات موضوع انقدر به انگیزه و هدف ارتباطی ندارد بلکه بر می گردد به اینکه من اصولا باوری به یک ثبات و قرار و قائده و قانونی در جهان ندارم و در نتیجه بدلیل اینکه فکر نمی کنم که اگر صد متر رفته باشم به صد متر ان طرف تر می رسم بلکه می گویم ممکن است به ده متر یا بیست متر ان طرف تر برسم و با توجه به باورهای مذهبی بطور مثال ، من همه ی این کارها را می کنم اگر خدا بخواهد .
به عبارتی به یکباره یک فاکتوری را وارد این سیستم و مجموعه می کنیم که می تواند هر معادله ای را بر هم بریزد .

مورد بعد نوعی اضطراب و نگرانی است که این اضطراب و نگرانی در برخی از موراد تبدیل به نوعی وسواس می شود . یعنی حال شما بر سر موضوعی می مانید و ان انعطاف پذیری را که باید داشته باشید را پیدا نمی کنید .
مانند مواردی که فکر کنیم مبادا اتفاقی بیفتد و وضعیت به گونه ای دیگری بشود و همه چیز از دست برود و حالا شما می بینید که به گونه ای دیگری عمل می کنید که ای بسا یک دقیقه قبل عمل نمی کردید .
××××××××××
مهم این است که مهر بورزیم و به دیگران خدمت کنیم .


این که در خانه بنشینید و کتاب بخوانید ، مادامی که از این خواندن استفاده نکنید ارزش کمی دارد ، مهم این است که شما یاد گرفته اید و به دیگران بیاموزید .مهم این است که وجود من برای دیگران مفید و ثمربخش باشد .

قرار است دست دیگران را بگیریم و حال که به بالا رسیدیم و انها را هم بالا بکشیم . قرار است ما به مرحله ای برسیم که از مرحله جلوه گری و نمایش که مال زمانی کودکیست و بعدا مرحله خودخواهی و خواهش که مال زمان نوجوانیست بیرون بیاییم و اول برسیم به مرحله ی ارامش و خود دوستی و بعد برسیم به دگر دوستی و ستایش . یعنی حالا برای دیگرانی که می خواهند بالا بیایند دست بزنیم .

موضوع اصلی و اساسی مفید بودن است و موضوع مهمتر از همه که انسان را به مقامی می رساند که خدا فقط به انسان اجازه داده است ، خلاقیت است و خلق کردن یعنی من از خود انسانی تازه و جدید بسازم و نه این خودم را به سکون برسانم و بی حرکت بمانم .

مهم این است که با دیگران باشیم و هر گاه در این راه هستید احساس شادی و ارامش دارید و هر گاه در راه گرفتن و دزدی از دیگران هستید و در حال کینه و دشمنی بودید ، شما فقط به خودتان اسیب می زنید ، چرا که تا رنج نبرید نمی توانید رنج بدهید بنابراین برای این که رنج نبریم باید دست از رنجاندن دیگران برداریم . مهم این است که محبت و خدمت کنیم .

 

/ 0 نظر / 4 بازدید