دون خوان نامه ...

مطالب زیر تراوشات ذهنی بنده نیست . تراوشات ذهنی کاستانداست که گفته دن خوان بهش گفته ، در واقع میشه تراوشات ذهنی دن خوان :

1- دقیقا می فهمم چه مراحلی را می گذرانی. وقتی که به تو می خندم، در واقع به یاد خودم وقتی که مثل تو بودم می افتم و می خندم. من هم مثل تو به دنیای روزمره چسبیده بودم. آن را با چنگ و دندان نگاه داشته بودم. همه چیز حاکی از این امر بود که باید آن را رها کنم، ولی نمی توانستم. درست مثل تو از فهم خودم مطمئن بودم و دلیلی نیز برای این کار نداشتم. چون دیگر انسانی میانحال نبودم. مشکل آن روز من، مشکل امروز توست. شتاب دنیای روزمره مرا می بُرد و من همچون انسانی میانحال دست به عمل می زدم. نومیدانه به ساختارهای بی دوام منطقم چسبیده بودم. تو همین کار را نمی کنی؟

2-اقتدار شخصی تعیین میکند که جه کسی میتواند از الهام بهره بگیرد و چه کسی نمی تواند.چرا که ثابت شده که فقط عده بسیار کمی حاضر به شنیدن میشوند ودر میان آنها نیز کم هستند کسانی که این صدا را میشنوند وتازه بسیار کمتر هستند کسانی که حاضر میشوند ،تا به آنچه شنیده اند عمل کنند و در میان آنها باز هم تعداد کمتری هستند که اقتدار شخصی دارند و میتوانند از اعمال خود بهره گیرند....
3-عقاب نمی خواهد که شما به او احترام بگذارید، تنها خودتان را پر از آگاهی کنید.میمونی که در درون داریم آرزو دارد که کسی او را راهنمایی کند، او معتقد است که موجودات ماواریی وجود دارند که او را نجات می‌دهند. مانند کودکان همیشه امیدواریم که کسی خواهد آمد و کنترل موقعیت را بدست خواهد گرفت. از این نقطه ادیان بوجود می‌آیند که در اصل واگذاری مسوولیت رشد شخصی خود در دستان دیگران است.
4-گفتگوی درونی به همان ترتیب می ایستد که آغاز می شود: با عمل «اراده».به هر حال آموزگارانمان ما را وادار می کنند که با خود شروع به صحبت کنیم. وقتی که به ما می آموزند، «اراده» خود را به کار می گیرند و ما نیز اراده خود را به کار می گیریم. نه ما و نه آنها از این مطلب اطلاعی نداریم. هنگامی که می آموزیم تا با خود صحبت کنیم، می آموزیم که از «اراده» استفاده کنیم. «اراده» می کنیم که با خود حرف بزنیم. برای متوقف کردن آن باید دقیقا از همان روش استفاده کرد. باید آن را «اراده» کنیم. باید «قصد» آن را کنیم.
/ 0 نظر / 155 بازدید