به تن لحظه ی خود جامه ی اندوه مپوشان..

درگیر یه سریال جدید شدم به اسم lie to me .. البته جدید نیست من جدیدا درگیرش شدم .. از body language ت میفهمن که راست میگی یا دروغ میگی ... خیلی ترسناکه.. اما توش یه نکته خیلی جالب داره ، این آدمها با اینکه از نگاه کردن به هم راست و دروغ حرفهای همو میفهمن اما به حریم خصوصی همدیگه احترام میذارن ..... مخاطب اصلی این متن خود خود خودم هستم  ،من من کله گنده .... 

*

دو روزه که سرما خوردیم دو تایی .. خونه هم سرده فعلا .. امروز صبح با کاپشن اومدم سرکار .. توی ماشین که داشتم از سرما می لرزیدم یه لحظه فکرکردم که مردمی که توی آذربایجان هستن چه سرمایی رو تحمل میکنن ... خدا جون نمیدونم چرا ما دچار همچین سرنوشتی شدیم . چرا اینقدربی تفاوت و بی غیرت شدیم... کجا رفت اونهم قول و قراری که با مردم داشتن ، که دو ماهه خونه هاتون آماده س.. تا اونجا که عکس و خبر میاد که این بنده های خدا هنوز هم توی چادر زندگی میکنن .. ظاهرا دو روز پیش یه بچه دو ساله از سرما یخ زده و مرده .. 

از اون طرف ، هرسال کاروان راه میندازن به طرف مناطق جنگی که مثلا بچه ها رو با فرهنگ جبهه آشنا کنن .. زمان ما هم میبردن ولی اجباری نبود الان ظاهرا ده نمره از درس دفاعی رو شامل میشه .. که چی ؟؟ هر سال کلی دختر و پسر مردم توی تصادفات راهیان نور که به قول دوستان اسمش باید باشه راهیان گور ، از بین میرن و هیچ مسئولی پیدا نمیشه که عذرخواهی کنه ، که استعفا بده ، که اقلا وانمود کنه شرمنده س و معذرت بخواد....آدم اینهمه بی غیرت ؟؟؟ ای خدا اینها کجا بودن دیگه .... مردم رو چی فرض کردن ؟ ذره ای ارزش قائل نیستن واسه جون مردم ... 

خاک بر سر اون پدر و مادری که بعد از دیدن  اینهمه تلفات و این شوی مسخره ، باز هم اجازه میده بچه ش راهی این جور اردوها بشه .. مسئولیت اصلی متوجه اون پدر و مادر بی توجهیه که اجازه میده بچه ش پا به همچین جاهایی بذاره ...

اون روز که دوستای دبیرستانم رو دیدم ، یکی شون حرف خیلی جالبی زد ، گفت من خودم مدرسه مذهبی بودم خانواده م هم مذهبیه خودم هم مذهبیم ولی پسرهامو مدرسه مذهبی نفرستادم ، هر چی قرار باشه از دین و ایمون یاد بگیرن خودم بهشون یاد میدم چون این جور مدارس فقط دین و ایمون آدمو از بین میبرن به جای اینکه تقویتش کنن .... 

*

"دایی به رویانیان : من از یک من ریش تو نمی ترسم" ... 

*

تنها کاری که باید بکنم اینه که زبانم رو قویتر کنم و تخصصم رو قویتر کنم ، که وقتی دارم وارد کشور غریبه میشم راحت تر سختی ها رو تحمل کنم .اوهوییییی باتو هستم ها .

*

مدتیه استاتوس جی میلم رو تغییر دادم که وقتی بهش نگاه میکنیم یه کم تحمل سختی ها برامون آسونتر بشه..  واسه خودم که جواب داده ، اینجا مینویسم که شما هم بخونین و .....

"به حباب نگران لب یک رود قسم ، به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت ، غصه هم میگذرد ، آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند ، لحظه ها عریانند ، به تن لحظه ی خود جامه ی اندوه مپوشان "

×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

 

خسته از بوسه ی شلاق ، چیزی از تنم نمونده
یه قفس شبیه گربه ، پیکر منو پوشونده
از همون روزی که رفتین ، من یه روز خوش ندیدم
بچه ها با من نبودین تا ببینین چی کشیدم 
منو از یاد نبرین ، می دونم ویرانم
ضجه هامو می شنوین ، من همون ایرانم 

 

/ 0 نظر / 7 بازدید