روزهای تاریک.روشن.
 
قالب وبلاگ

در یک وضعیت خنثی هستم ، انگار نه انگار که تا همین ده روز پیش صد تا اتفاق عجیب و خوب داشت میفتاد ..داشت میفتاد یعنی که هیچ کدوم نشد ! یکی که اینقدر خنده دار بود که اگه میشد شاید یک در میلیارد بود ! خلاصه از اون شور و اشتیاق هیچ خبری نبید که نبید.. دیگه نه ایمیلی زده میشه نه موضوعی پیگیری میشه همه چی ول شد روی هوا..دلیلش هم چی میتونه باشه به جز ...

یه چیزی توی کتابهای دبستانمون بود که من هیچوقت یادم نمیره و تا اونجا که میتونم سعی میکنم انجامش بدم..یه جمله از حضرت علی به امام حسن بود یا از امام حسن به کسی دیگه نمیدونم ، که میگه در حق دیگران همونجوری رفتار کن که دوست داری باهات رفتار بشه... خداییش اگه همه اینجوری رفتار کنیم چقدر خوبه ؟ نه طعنه نه کنایه نه کسی از حرف کسی ناراحت میشه نه کسی واسه کسی جبهه میگیره.. اما اگه به دیگران نیش و کنایه میزنیم ، اگه توقعهای بیجا و چرت و پرت داریم از دیگران ، اگه هی سعی میکنیم خردشون کنیم ندیده بگیریمشون و لهشون کنیم ، پس ...

یه چیز دیگه هم هست ، اگه از رفتار کسی بدمون میاد روی اعصابمونه صبح تا شب ما رو میخوره  و ما هم  هی غرش رو میزنیم و هی میگیم اه و پوف و اینها ، منتظر باشیم در آینده نزدیکش خودمون دقیقا در همون وضعیت قرار خواهیم گرفت و همون کارها رو خواهیم کرد و دیگران به ما اف و پوف خواهند کرد..همونطوری که این اتفاق متاسفانه الان داره میفته و ...

شاید برخوردهای فرنگیها و یانکی ها درست تر باشه ، اینکه اگه اشکالی توی همدیگه میبینن به هم میگن ، یا اگه از هم ناراحتی دارن به هم میگن و بدون  هیچ مشکلی رابطه شون رو ادامه میدن ..ما ایرانیها ازین جنبه ها نداریم ، تا یکی ازمون ایراد میگیره خودمون هم شروع میکنیم دونه دونه ایرادهای طرف رو میشمریم و میگیم اره تو هم اینی اونی ، ببین من چه خوبم تا حالا به روت نیاوردم .. ماها روراست نیستیم با هم ، اگه هم با هم مشکل داریم عمرا بریم توی روی طرف بهش بگیم ، یکی اینکه طرفمون جنبه شو نداره و تا عمر داره میخواد قهر بمونه ، یکی اینکه خودمون عادت کردیم مشکلاتمون رو بسط بدیم و به جای اینکه بخود اون ادم رجوع کنیم ، به دیگران و اطرافیانش بگیم ، در نتیجه صد نفر دیگه هم با ما درگیر اون مساله میشن و آخرش یه محشر کبرا میشه...

اینها ربطی به الان نداره ها..کلا یه مدت بود میخواستم بگم بخصوص اون پاراگراف سوم که تاسف برانگیزه و نمونه ش کاملا جلوی چشممه و نمونه قبلیش هم عمرا یادم بره..ولی خود اون شخص فکر کنم یادش رفته که داره تبدیل به همون ادم غیرقابل تحمل میشه..

انتظار شما از یک اینترنت پر سرعت چیه ؟ میشه به من بگین ؟ شاید من واقعا اشتباه انتظار دارم !!

ازین ایمیل ها واستون اومده که میگه نهصد هزار دلار بردی و شماره حساب بده برات بریزم ، بعدش که شماره میدی میگه اخی ببخشیدها ولی اولش باید هزار تا بدی واسه کارهای قانونیش و اصلا هم فکر نمیکنه که تو ممکنه بخودت بگی خب بجای نهصد هزار دلار هشتصد و نود و نه هزار تا بفرست و هزار تاشو واسه خودت بردار..خلاصه که ازون رویاهای قشنگه ..اینهمه پول !! من هنوز دقیقا نمیدونم چه کارهایی باهاش میکنم ولی یه چیزی رو میدونم  ، اولش اینکه ازین سرویسهای پیک موتوری نون راه میندازم که زنگ بزنی به طرف بگی سه تا نون بربری خاش خاشی و  دو تا سنگک خاش خاشی با سه تا لواش نازک  تا یه ساعت دیگه برام بیار ، هر کسی هم ازش استفاده نکنه خودم تنها مشتری پر و پا قرصش میشم .. دومش اینکه واسه موسسه کیش که توی شیراز هست ، یه پرینتر میخرم که دیگه موقع پرینت کردن کارنامه هامون اون صدای گوشخراش رو نشنویم...بقیه ش رو هم هنوز نمیدونم ..

 

 

 

 

[ سه‌شنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸٧ ] [ ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

  • انصاری
  • پی سی سون
  • ضایعات