روزهای تاریک.روشن.
 
قالب وبلاگ

توی زندگی یه جیزی خیلی مهمه خیلیییی...اونهم داشتن روحیه ست..چیزی که من ندارم.پشه میگوزه من روحیاتم بهم میریزه ، غم عالم روی دلم میشینه ، هیچی شادم نمیکنه و زر زر زر.. خب که چی؟ واقعا خجالت اوره..هنوز هیچی نشده باشه ، من تا سه ماه بعد از اون اتفاق هم توی ذهنم بازسازی و بازی کردم و ... مصداق کامل فرستادن انرژی منفی به کائنات ..البته الان توی یه مودی هستم که کلا میگم کائنات کیلو چنده بابا..

**

بنظر شما اگه کسی توی شرایط من بود ، یعنی واسه یه مدت نامعلومی شانس اینو داشت که توی یه شهر پر از آثار فرهنگی تاریخی زندگی کنه ، راه میفتاد از همه جاهای تاریخی و باستانی عکس میگرفت و دیتا جمع آوری میکرد؟ چون من اینکارو نکردم ، کلا اهل حافظ و سعدی رفتن که نیتسم ، با باغ ارم هم زیاد حال نکردم ، جای قشنگیه ولی اونهمه گل و گیاه ادمو خفه میکنه ّ، ببخشیدها..تخت جمشید و نقش رستم هم اینقدر دوره که نمیتونی تنها پاشی بری..نارنجستان قوام و ارگ کریمخان و این چیزها هم خب همه مثل هم هستن دیگه ، حالا یه زمانی یکی یه جا زندگی میکرده خوش بحالش ، به من چه ..خب این بود تحلیل من از شهر تاریخی و پرآوازه شیراز!
حالا داشتم فکر میکردم اگه بیکار و بیعار شدم راه بیفتم با جاهای تاریخی و فرهنگی آشتی کنون راه بندازم ... اوپس یه ذره ذوق هنری عکاسی هم خیر سرمون نداریم چهارتا عکس بگیریم پزشو بدیم نمایشگاه راه بندازیم ... شما زیاد جدی نگیرین.

**

تهران که بودم دستم با سینی داغ آتیشی سوخت ..چهارتا انگشتای دست راستم..گفتم که گفته باشم...الان انگشت سبابه م کله ش پوست نداره یعنی هی داره پوست میندازه من هم هی ور میرم با پوستهای کناریش ، بعد یهو یه سوزشی میگیره که ... خب دست نزن آخه.

**

فعلا همینها.

**

یه عکس دیدم مال روزنامه کیهان بود به تاریخ 21 آذر 58 که یکی از دوستان فرموده بودند خانه نخرید همه را صاحب خانه میکنیم...گذاشتم بکگراند دسکتاپم که هر وقت قند خونم پایین اومد بخونم شیرین کام بشم..

[ چهارشنبه ٢٥ دی ۱۳۸٧ ] [ ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

  • انصاری
  • پی سی سون
  • ضایعات