روزهای تاریک.روشن.
 
قالب وبلاگ

تصور کن که توی یه جمع نشستی ، بحث درباره اینکه به بهترین فیلم و بهترین بازیگری که میشناسی اسکار بدی ( مبحث کلاس زبانمون اسکار و سینما و این چیزها بود خب..) ، بغل دستی تو میگه بهترین فیلمی که دیده "نقاب" بوده و اون یکی میگه بهترین بازیگر چه زن چه مرد بهرحال "امین حیایی" هست....تو هم اگه جای من بودی میگفتی که چیزی به ذهنت نمیاد.... اوه خدای من نمیخوام بچه م توی همچین محیطی بزرگ بشه ، فکر نمیکنی لیاقتش بیشتر ازین چیزها باشه ؟؟

فردا که 11 اردیبهشت هست روز مهمیه و من نمیدونم چی بپوشم واسه ملاقات...!!! یه چیزهایی هم درباره خرج این مهمانی عظیم آفتابی شنیدم که هنوز نمیدونم صفرهاشو باید چه جوری بشمرم...

یه مدت بود که فکر یه کاری توی سرم افتاده بود ، البته اون موقع بیشتر بحث جوگیر شدن و تازه بودن اون مساله بود که منو شارژ میکرد ، اما دیروز صبح واقعا احساس کردم که بقول هندونه خانم ، تمام سلولهای بدنم میخواد که اون کار رو انجام بدم چون واقعا حالا برای انجام دادنش دلیل دارم ، فقط نمیدونم چرا هر تصمیمی که ادم میگیره یهو باید یه پول قلمبه بذاره وسط!!!

راستی من دیشب هندونه خوردم بقول معروف نوبرونه بود!! خواستم که شما هم در این لحظه شادی و سرشار از شعف خوردن یک هندوانه شیرین خنک قرمز لذیذ با من شریک باشین...

من واقعا اشتباه میکردم که اون بیچاره بیوه مطلقه و ازین حرفهاس ، واقعا با خودم چی فکر کرده بودم که اومدم اون افکار رو با شما هم شریک کردم ؟؟ اصلا وجدانم راحت نیست که چقدر راحت با یک ساعت دیدن کسی به احساسم اجازه دادم اینهمه مسیر اشتباهی بره !!!

ببخشید که نظرسنجیمو بستم ، دلایل خودمو داشتم ، ولی خوبیش این شد که همه رفتین پیش اقای عزیز...  واقعا 6 سال گذشته ها !!! 

[ سه‌شنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳۸٧ ] [ ٧:٠٩ ‎ب.ظ ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

  • انصاری
  • پی سی سون
  • ضایعات