روزهای تاریک.روشن.
 
قالب وبلاگ
جاتون خالی ، عجب کنسرتی بود ، بعضی از دوستان بنظرم بی خیال حنجره و گوش بغل دستیشون شده بودن ... البته من نفهمیدم چرا وقتی ساعت شروع کنسرت 8 هست ، هنوز یه عالم آدم پشت در موندن و سیستم چک کردن بلیطها به روش عهد بوق و مورچه واره و اینکه چرا الکی توی بلیط مینویسن که ورود گوشی موبایل ممنوع میباشد و دم در هم هی میگن خانمهای عزیز ، گوشی موبایلتون رو تحویل بدین و ما مجبور میشیم که توی یه صف دیگه وایسیم که موبایلمون رو با یه تیکه کاغذ که روش شماره هست عوض کنیم ، ولی توی سالن از اینطرف اونطرف نور فلش و روشنی گوشی موبایل به چشم آدم میخوره و هیچ کسی هم نبوده که بخواد ببینه ما موبایل داریم یا نه...خلاصه که اگه موبایل برده بودم حتما یه تیکه از کنسرت رو ضبط میکردم ، این یعنی خیانت در امانت؟؟ چه ربطی داره ؟ قول میدم که فقط یه تیکه از "مرد من" رو واسه نگین ضبط میکردم ، شاید هم بهش زنگ میزدم میگفتم گوش کن...نمیدونم !!
"گل گلدون" رو سه بار خوند که هر سه بار ما هم باهاش خوندیم ولی "مردمن" رو یکبار و اونهم بصورت نصفه خوند ، یعنی ازاونجایی که میگه "بذار باور کنم یه تکیه گاهم ، برای غربت یه مرد عاشق " دیگه بقیه شو نخوند که میگه "رها از خستگی های همیشه باورم کن،بذار تا خالی سینه م برات آغوش باشه،برهنه از لباس غصه های دور و دیرین،بذار تا بوسه های من برات تن پوش باشه..." ... نمیدونم چرا !! 4 تا هم آهنگ جدید خوند که البته چون توی شیراز بود یکیش آهنگ شیرازی بود..
موقع آهنگ "مرد من" و "گل گلدون" خیلی یاد دوستهام افتادم ، بخصوص یاد چند سال پیشها که همه با هم رفتیم پارک چیتگر و این آهنگ رو خوندیم..
تنها آهنگی که موقع خوندنش کل سالن توی یه سکوت و خلسه فرو رفت ، همین آهنگ "مرد من" بود ، یه حس عجیبی توی سالن وجود داشت ، انگار که همه داشتن اینو توی ذهن خودشون واسه مرد خودشون میخوندن ، بطوریکه تا دوسه دقیقه بعداز اتمام آهنگ ، کسی حواسش نبود که تشویق کنه و بعد ییهویییییییییی سالن منفجر شد...
توی استراحت کوتاهی که بین کنسرت بود ، گروه نوازنده هاش دو تا از آهنگهای بیژن مرتضوی رو زدن که توی مهمونی ها معمولا همه باهاش کردی و ترکی و هر چی بلدن میرقصن!! جالب بود که توی سالن هم یه دختره اون گوشه سالن بلند شد و شروع کرد به رقصیدن و واقعا هم قشنگ و حرفه ای میرقصید ، ولی اون دخترهای مسوول کنسرت که روسری نارنجی داشتن همه شون، اومدن و نشوندنش...حالا اگه مثلا میرقصید چی میشد ؟ دیشب من به این سوال جواب دادم که شاید جو کنسرت تغییر میکرد ، کنسرت اندی نبود که ادم پاشه قر بده ، ولی الان که فکر میکنم می بینم اگه من به جای اون مامور بودم یه کم دیرتر به اون دختره میرسیدم تا بیشتر هنرنمایی کنه ، چه عیبی داشت ، مجلس زنونه بود...
اره مجلس زنونه بود ، ولی ما بر طبق عادتی که توی همه عمرمون داشتیم ، همه با روسری و مانتو نشسته بودیم ، البته کم و بیش روسری ها از سر افتاد ولی 90% سالن باور نمیکردن توی یه مکان کاملا زنونه هستن ، میتونن واسه یکی دوساعت بیرون از خونه باشن ولی مجبور به حفظ حجاب اسلامی نباشن ، خیلی از خانمهای خونه دار بچه هاشون رو هم با خودشون اورده بودن ، بجه هایی که انگار همه جا آویزون گردن مامانهاشون هستن ، حتی توی یه تفریح سالم دوساعته هم پدرخانواده نمیتونست این وبال گردن رو از مامانها بگیره ؟؟
کلاس زبان این ترمم شروع شد ، ازون خانم معلم سختگیرها داریم!! دیگه دوره دیررفتن سرکلاس و تمرین نوشتن توی تاکسی و غیبت کردن سرکلاس و..تموم شد !


[ دوشنبه ۱٢ آذر ۱۳۸٦ ] [ ٤:٥۸ ‎ب.ظ ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

  • انصاری
  • پی سی سون
  • ضایعات